همیشه بدو

مترو رسید دویدم خودمو چسبوندم به در و خودم رو  هر جور بود به داخل کشیدم.....، به محض ترمز اتوبوس پریدم بالا یه صندلی خالی بود چه لذتی داشت نفر  اول بودن.....، بلیت های نمایش شماره نداشت به هر نحوی بود خودمو از لای نرده ها داخل کشیدم تا از اولین کسانی باشم که وارد سالن میشم بابا تئاتره قرار نیست به نوبت بریم تو که... باید جای خوب داشت تا خوب نمایش رو دید....، واقعا ما عجب آدمهای خوبی هستیم...

/ 2 نظر / 26 بازدید
م.الف

دغدغه میشود لذت خوب بودن میان تمامی حسرتها و حسادتها. م.الف

حاجی

سلام . راستی کار خودت هم کم از یه تآترنبوده ها ! . پیش باشی سیدجان